تبليغاتX
زندانی دقایق





















زندانی دقایق

!!!...دوست داشته باش و زندگی کن ! زمان همیشه از آن تو نیست

ماهواره ممنوعـــه ، اینترنت فیلتــره ، شراب حرامـه ، رابطه با جنس مخالف گناهـه ، امنیت خیــاله ، عشق نـایـابه ، خیانت رواجــه ، دروغ نقـل و نبـاته ، آینده سیاهـــه و هوا آلـــوده ....

کاش میشد بریم لب اون دنیا واستیم و بگیم ،

خدایا ...

              استعفا ... !!!

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 19:41 توسط 1990|

هنوز گاهی میان آدمها گم می‌شوم
کوچه‌ها را بلد شدم ...
خیابان‌ها را بلد شدم  ...
ماشین‌ها را، مغاز‌ه‌ها را
رنگ‌های چراغ قرمز را . . .
ولی هنوز گاهی میان آدمها گم می‌شوم
آدمها را بلد نیستم ... !!!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 20:1 توسط 1990|

گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...

گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید...

نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 20:56 توسط 1990|

خودکشی بهشت است اگر ، زندگی جهنم باشد ... !!!
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 20:16 توسط 1990|

هرچه بدن ضعیفتر باشد قوه ی وهم در آن شدید تر تاثیر می کند ... !!!  
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت 23:16 توسط 1990|

من از این فاصله ها بیزارم ...

 همیشه بین همه چیز فاصله هست !

 بین من و اونایی که دوستشون دارم , فاصله س !

 بین من و اون خدایی که میگن هست و گاهی به بودنش شک می کنم , فاصله س !

 بین من و افکار اطرافیام  , فاصله س !

 بین من و مکان هایی که دوستشون دارم , فاصله س !

 بین من و آرزوهام , رویاهام , حتی تلاشی که می کنم , فاصله س !

 بین من و حتی زندگی که مثلا" در آن وجود دارم , فاصله س !

      از همه ی این فاصله ها بیزارم , بیزار ...... !!!

تا کی باید با این فاصله ها جنگید ؟!

نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 19:59 توسط 1990|

خيلي جالبه :

از سوسک مي ترسيم......از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نمي ترسيم .

از عنکبوت مي ترسيم......از اينکه تمام زندگيمون تار عنکبوت ببنده نمي ترسيم .

از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي مي ترسيم......از سرخ شدن آدما از خجالت نمي ترسيم .

از سرخورده شدن مي ترسيم......از سرخورده کردن دوستامون نمي ترسيم .

از شکستن ليوان مي ترسيم......از شکستن دل آدما نمي ترسيم .

از اينکه بهمون خيانت کنند مي ترسيم......از خيانت به ديگران نمي ترسيم .

نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 19:32 توسط 1990|

همیشه هم بزرگترها درست نمیگن و حق با اونا نیست ،

                                                                         مخصوصا پدر ، مادر ها...!!!

نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 15:19 توسط 1990|

کاش همان  کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند ، اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کر ده ایم که سکوت کرده ایم !

سکوت پر بهتر از فریاد خالیست ....

دنیا را ببین ...

               بچه بودیم از آسمان باران میبارید ، بزرگ شدیم از چشمهایمان میبارد !

بچه بودیم دل درد هارا با هزار ناله میگفتیم همه می فهمیدند ، بزرگ شدیم درد و دل هایمان را به صد زبان هم بگوییم کسی نمی فهمد ... !!!


بچه بودیم ،

                بزرگ شدیم 

                                   ..........

نوشته شده در شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 13:35 توسط 1990|

خدایا ......

              آرام تر سکوت کن ، صدای بی تفاوتی هایت آزارم می دهد ... !!!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 11:24 توسط 1990|

آدم ها همیشه آنگونه که ما می اندیشیم نیستند اما ، یاد بگیریم " انسان "ها را آنگونه که هستند بپذیریم ، نه آنگونه که ما می خواهیم  ، در آن صورت هرچه باشند برای ما عزیزند... !!!

نوشته شده در جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 18:16 توسط 1990|

کاش دنیا این گونه که می بینیم نبود , همانطور بود که دوستان ادعایش را دارند... !!!

نوشته شده در سه شنبه نهم فروردین 1390ساعت 21:1 توسط 1990|

 عید از آن کسیست که آخر سالش را جشن بگیرند نه اول سال را ... !!!

با این حال ....... ســـــال نـــــــو مبارکــــــــ .......

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 19:35 توسط 1990|

اینکه می گویند گذشته را می توان مدفون کرد ، اشتباه است ؛ چون گذشته همچنان در تکاپوی پدیدار شدن است ... !!!
نوشته شده در جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 20:5 توسط 1990|


همیشه وقت کمتری برای خودم دارم حتی روزها کمتر هم شده و هنوز نفهمیدم چرا ملقب به خودخواه شده ام !

منکه بیشتر ساعات زندگی ام را با خود گذرانده ام نمی دانم چرا روانه سطل بی قیدی ام می کنند .

صبح ها بی میل و شبها بی میل تر به زندگی ام ، بی میل نفس می کشم و گاهی تمرین مردن می کنم . توی تختخواب صاف و رو بخدا می خوابم مؤدب تر از همیشه و نفسم را سعی می کنم طولانی تر از دیروز حبس نگه دارم ولی زیاد فرق نمی کند من نمی توانم خودم بمیرم ......


اگر خودکشی گناه نداشت تا حالا این کا را کرده بودم ... !!!

نوشته شده در شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 15:31 توسط 1990|

وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارن که می توان مرتکب شد ، چرا باید همان قدیمی ها را تکرار کرد... ؟؟؟!!!
نوشته شده در شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 18:38 توسط 1990|

 لیاقت آدمها با شکست معلوم نمیشه با تعداد دفعاتی که بلند میشن معلوم میشه...!!!
نوشته شده در شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 13:2 توسط 1990|

کودکان کتاب رنگ آمیزی نیستن که هر وقت دلمون خواست رنگشون کنیم ... !!!
نوشته شده در دوشنبه هجدهم بهمن 1389ساعت 13:59 توسط 1990|

زمان ، بخاطر هیچ کس منتظر نمی ماند ... !!!

نوشته شده در شنبه نهم بهمن 1389ساعت 18:24 توسط 1990|

گاهی اوقات حقیقت از لطیفه هم خنده دار تره ... !!!

هه ه......

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 11:26 توسط 1990|

تنها دو گروه نمی توانند افکارشان را تغیر دهند :

دیوانگان تیمارستان  و  مردگان گورستان

نوشته شده در شنبه چهارم دی 1389ساعت 19:43 توسط 1990|

هیچ زمستانی ماندنی نیست حتی اگر تمامی شبهایش یلدا باشد

یلدا پیشاپیش مبارک ...

نوشته شده در سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 8:56 توسط 1990|

همیشه هم ظالم مجازات نمیشود ...!!!
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 20:59 توسط 1990|

آنچه که هستیم نتیجه ی افکارمان است ... !!!
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 12:48 توسط 1990|

شبا پردرد ومن از غصه ها دلسرد

کجا پیدا کنم دلسوخته ای همدرد

اسیر صد خیال و وهم و اندوهم

سراپا دردم و سنگین تر از کوهم

 کسی حالم نمیپرسه ، کسی دردم نمیدونه

 نه همدرد و هم آوایی با من یک دل نمیخونه

 ازین سرگشتگی بیزارم و بیزار

 ولی راه فراری نیست ازین دیوار


نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 12:5 توسط 1990|

هر سکوتی آرامش قبل یک طوفان می تواند باشد ... !!!
نوشته شده در چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت 18:11 توسط 1990|



مردم ، اغلب بی انصاف ، بی منطق و خودمحورند ....

ولی آنان را ببخش .

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ...

ولی مهربان باش .

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند ...

ولی شریف باش .

نیکی امروز تو را فراموش می کنند ...

ولی نیکوکار باش .

بهترین های خود را به دنیا ببخش ،

حتی اگر هیچگاه کافی نباشد

و در نهایت می بینی که هرآنچه هست ... همواره میان تو و خداوند است ،

نه میان تو و مردم...

                                  کوروش کبیر
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 20:11 توسط 1990|

بعضی از آدما اکثر گناهانشان را  به نام  عشق توجیه می کنند ... !!!
نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 11:8 توسط 1990|


میگن عقل آدما به چششونه ، اما من میگم :

عقل آدما به گوششونه ، چون هر چیزیو که میشنون باور میکنن بدون اینکه بدونن حقیقت داره یا نه...!!!

قصه ی آدما همینطور ادامه داره .....   .

(اگه به چششون بود خب میگفتم یه چیزی دیدن حالا دارن قضاوت میکنن اما هیچی ندیدن همینطور نظر میدن چون فقط شنیدن ... )

نوشته شده در جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 15:49 توسط 1990|

ما به خیلی چیزها اعتقاد نداریم اما بهشون عادت کردیم ... !!!
نوشته شده در پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 11:20 توسط 1990|


آخرين مطالب
» GOD
» persones
» miss
»
» Delusion
» Interim
» It's Funny
» Parents
» childhood
» GOD

Design By : Pichak