زندانی دقایق
!!!...دوست داشته باش و زندگی کن ! زمان همیشه از آن تو نیست
کاش میشد بریم لب اون دنیا واستیم و بگیم ، خدایا ... استعفا ... !!!
همیشه بین همه چیز فاصله هست ! بین من و اونایی که دوستشون دارم , فاصله س ! بین من و اون خدایی که میگن هست و گاهی به بودنش شک می کنم , فاصله س ! بین من و افکار اطرافیام , فاصله س ! بین من و مکان هایی که دوستشون دارم , فاصله س ! بین من و آرزوهام , رویاهام , حتی تلاشی که می کنم , فاصله س ! بین من و حتی زندگی که مثلا" در آن وجود دارم , فاصله س ! از همه ی این فاصله ها بیزارم , بیزار ...... !!! تا کی باید با این فاصله ها جنگید ؟!
خيلي
جالبه : از سوسک مي ترسيم......از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک
نمي ترسيم . از عنکبوت مي ترسيم......از اينکه تمام زندگيمون تار عنکبوت
ببنده نمي ترسيم . از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي مي ترسيم......از سرخ شدن آدما از خجالت نمي ترسيم . از سرخورده شدن مي ترسيم......از سرخورده کردن
دوستامون نمي ترسيم . از شکستن ليوان مي ترسيم......از شکستن دل آدما
نمي ترسيم . از اينکه بهمون خيانت کنند مي ترسيم......از خيانت به ديگران
نمي ترسيم .
مخصوصا پدر ، مادر ها...!!!
سکوت پر بهتر از فریاد خالیست .... دنیا را ببین ... بچه بودیم از آسمان باران میبارید ، بزرگ شدیم از چشمهایمان میبارد ! بچه بودیم دل درد هارا با هزار ناله میگفتیم همه می فهمیدند ، بزرگ شدیم درد و دل هایمان را به صد زبان هم بگوییم کسی نمی فهمد ... !!! بچه بودیم ، بزرگ شدیم ..........
آرام تر سکوت کن ، صدای بی تفاوتی هایت آزارم می دهد ... !!!
با این حال ....... ســـــال نـــــــو مبارکــــــــ ....... منکه بیشتر ساعات زندگی ام را با خود گذرانده ام نمی دانم چرا روانه سطل بی قیدی ام می کنند .
صبح ها بی میل و شبها بی میل تر به زندگی ام ، بی میل نفس می کشم و گاهی تمرین مردن می کنم . توی تختخواب صاف و رو بخدا می خوابم مؤدب تر از همیشه و نفسم را سعی می کنم طولانی تر از دیروز حبس نگه دارم ولی زیاد فرق نمی کند من نمی توانم خودم بمیرم ...... اگر خودکشی گناه نداشت تا حالا این کا را کرده بودم ... !!! گاهی اوقات حقیقت از لطیفه هم خنده دار تره ... !!! هه ه...... دیوانگان تیمارستان و مردگان گورستان یلدا پیشاپیش مبارک ... کجا پیدا کنم دلسوخته ای همدرد اسیر صد خیال و وهم و اندوهم سراپا دردم و سنگین تر از کوهم کسی حالم نمیپرسه ، کسی دردم نمیدونه نه همدرد و هم آوایی با من یک دل نمیخونه ازین سرگشتگی بیزارم و بیزار ولی راه فراری نیست ازین دیوار عقل آدما به گوششونه ، چون هر چیزیو که میشنون باور میکنن بدون اینکه بدونن حقیقت داره یا نه...!!! قصه ی آدما همینطور ادامه داره ..... . (اگه به چششون بود خب میگفتم یه چیزی دیدن حالا دارن قضاوت میکنن اما هیچی ندیدن همینطور نظر میدن چون فقط شنیدن ... )
کوچهها را بلد شدم ...
خیابانها را بلد شدم ...
ماشینها را، مغازهها را
رنگهای چراغ قرمز را . . .
ولی هنوز گاهی میان آدمها گم میشوم
آدمها را بلد نیستم ... !!!
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...
گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید...
همیشه وقت کمتری برای خودم دارم حتی روزها کمتر هم شده و هنوز نفهمیدم چرا ملقب به خودخواه شده ام !
مردم ، اغلب بی انصاف ، بی منطق و خودمحورند ....
ولی آنان را ببخش .
اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ...
ولی مهربان باش .
اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند ...
ولی شریف باش .
نیکی امروز تو را فراموش می کنند ...
ولی نیکوکار باش .
بهترین های خود را به دنیا ببخش ،
حتی اگر هیچگاه کافی نباشد
و در نهایت می بینی که هرآنچه هست ... همواره میان تو و خداوند است ،
نه میان تو و مردم...
کوروش کبیر
میگن عقل آدما به چششونه ، اما من میگم :
| Design By : Pichak |


